• سوغات و صنایع دستی تبریز

    سوغات و صنایع دستی تبریز

    سوغات  و صنایع دستی تبریز

    برای مشاهده سوغات و صنایع دستی تبریز با آراز دانلود همراه باشید....

    ادامه مطلب
  • تصاویری از کریسمس در پایتخت ایران

    تصاویری از کریسمس در پایتخت ایران

    بازار داغ جشن کریسمس در خیابان های تهران

    ادامه مطلب
  • دیوار عشق در فرانسه

    دیوار عشق در فرانسه

    دیوار عشاق در پاریس
    غوغای دوستت دارم های یواشکی!

    ادامه مطلب
  • عکس روز نشنال جئوگرافی

    عکس روز نشنال جئوگرافی

    عکس روز نشنال جئوگرافی/سنگ و ماه

    ادامه مطلب

یک ایمیل از طرف خدا...

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

بدانید آن کسی که شما را آفریده دوستتان دارد و همواره مشتاق است که به شما کمک کند. «کاترین پاندر»

 

 


زمانی که آخر شب از میهمانی به منزل بازگشت؛ به رایانه‌اش نگاهی کرد تا ایمیل‌های رسیده را چک کند و در آن میان یک ایمیل بیشتر توجه‌اش را جلب کرد. ایمیل را خواند: امروز صبح که از خواب بلند شدی، نگاهت می‌کردم و امیدوار بودم که با من حرفی بزنی، حتی با چند کلمه نظرم مرا جویا شوی، یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگیت افتاد از من سپاسگزاری کنی، اما به این نتیجه رسیدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباس و کفشی که قصد داشتی بپوشی!.... وقتی داشتی این طرف و آن طرف می‌دویدی تا حاضر شوی فکر کردم چند لحظه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام..."
اما تو به شدت مشغول بودی... یکبار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز اینکه روی یک صندلی بشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می‌خواهی با من حرف بزنی، اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت زنگ زدی تا از آخرین شایعات خبردار شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم!... با آن همه کارهای مختلف گمان می‌کنم که اصلا وقت نداشتی با من حرفی بزنی. متوجه شدم قبل از ناهار دایماً دور و برت را نگاه می‌کنی، شاید چون خجالت می‌کشیدی که با من حرف بزنی! سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می‌رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی‌دانم تلویزیون را دوست داری یا نه!!؟ در آن چیزهای زیادی نشان می‌دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت رو جلوی آن می‌گذارنی، در حالی که درباره هچ چیز فکر نمی‌کنی و فقط از برنامه‌هایش لذت می‌بری... باز هم مطابق معمول صبورانه انتظارت رو کشیدم و تو در حالی که تلویزیون نگاه می‌کردی، شام خوردی، باز هم با من هم کلام نشدی.
موقع خواب... فکر می‌کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خانواده‌ات شب به خیر گفتی، به بستر رفتی و بلافاصله به خواب عمیقی رفتی...
اشکالی ندارد!... به احتمال زیاد متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده‌ام.
من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می‌کنی. حتی دلم می‌خواهد یادت بدم که چطور در برابر دیگران صبوری پیشه کنی. من آنقدر دوستت دارم که هروز منتظرت هستم.
منتظر یک سرتکان دادن، دعا، فکر، نماز یا گوشه‌ای از قلبت که متشکر باشد...
خیلی سخت است که محبت و مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب من باز هم منتظرت هستم. سراسر پر از عشق تو!... به امید آن که شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آن که بیشتر ازمادر به تو مهر می‌ورزد...

 

 

مقالات دیگر:
خیلی زیباست نگاه مثبت انسان ها
تا «خداااا» نگاهت می‌کند آرزوهایت نخواهند مرد
اثرات لبخند در حیات انسان
مملو از امید و نشاط باش"سخنانی از آنتونی رابینز"
چند نکته ی ارزشمند و حکیمانه
آرامش سنـگ یا آرامش بـرگ
اندیشه کن تا پیشه ور مهربانی باشی!!!